محمدتقى نورى

225

اشرف التواريخ ( فارسي )

و فرخندگى به عيش به‌سر برده ، بعد از تقديم « 1 » محفل سور و سرور و تحويل سال سعادت ظهور « 2 » به حرم تشريف برده ، چون « 3 » هنوز مخدرات سراپردهء عزّ و شأن را به علت سرما « 4 » و برودت زمستان از سمنان احضار نفرموده بودند ، لهذا يكى از صباياى ابراهيم ميرزا را « 5 » كه به حليهء جمال و كمال صورى و معنوى آراسته و از امثال و اقران امتياز « 6 » و بهترى داشت ، در سلك پردگيان تتق عصمت اختصاص يافته ، به خدمت آن‌جناب سرافرازى داشت . « 7 » و آن‌روز از نوادر اتّفاقات ( 85 الف ) آنكه بنابر اقتضاى ايّام عيد كه موسم شور و سرور است ، خصوصا طبيعت اطفال خردسال « 8 » كه هميشه مايل شور و طرب بلكه راغب لهو و لعب مىباشد ، خلاصه چند نفر پسران خرد كه در اصطلاح « حرم اوغلى » و به ملزومات آن خدمت « 9 » مشغولى داشتند ، در آن‌روز قدرى باروت « 10 » از « 11 » قورخانه كه اسباب آتش‌بازى عيد تربيت مىنمودند « 12 » تحصيل و تتبّعى فكر نمودند « 13 » كه آتش در آن زده تماشايى حاصل نموده باشند ، سنگى مجوّف كه به جهت فواره تركيب يافته بود و در كنار حوض گذاشته بودند ، باروت را در آن ريخته با تقماق كوفته بودند كه كمال انجماد و محكمى را به هم رسانيده ، به خيال آنكه تا شاهزاده به اندرون تشريف نبرده‌اند ، هنگامهء آتش‌بازى را گرم سازند ، آتشى بر سر چوب زده ، به آن باروت رسانيدند . چون رطوبت زيادى داشت ، آتش فورا در آن تأثير نكرده ، و ليكن چنان يافته بودند كه آتش نگرفته است . درين اثنا شاهزادهء بيداربخت پاى مبارك به اندرون نهاده ، لعب آن اطفال را ملاحظه فرمودند ، به خاطر انور رسيد كه از اسباب آتش‌بازى است كه از بيرون آورده‌اند ، به آن نپرداخته ، چون از محاذى آن خواستند ، بگذرند آتش از بلندىطلبى سنگ را به تواضع ميل علوى داده ، به قدر دو سه ذرع « 14 »

--> ( 1 ) . مج : عيش پيرا بوده ، بعد از انقضاى . ( 2 ) . مج : سال مسرت و دستور . ( 3 ) . مج : چون در آن اوان . ( 4 ) . مج : شدت سرما . ( 5 ) . مج : « را » ندارد . ( 6 ) . مج : از همگنان رتبه برترى . ( 7 ) . مج : خدمات شايسته به تقديم مىرسانيد . ( 8 ) . متن : خوردسال . ( 9 ) . مج : از ابتداى پاراگراف در آن‌روز بنابر اقتضاى ايام عيد نوروزى و طبيعت اطفال خوردسال چند نفر حرم اوغلى كه به ملزومات و خدمات حرم . ( 10 ) . متن : باروط . ( همه‌جا ) ( 11 ) . مج : در . ( 12 ) . مج : آتشبازى مرتب مىنمودند . ( 13 ) . مج : و به تتبع چنار . ( 14 ) . متن : زرع . ( همه‌جا )